رئیس اتحادیه طلا و جواهر ایران

محمد کشتی آرای، رییس اتحادیه کشوری طلا و جواهر بیشتر با تحلیل هایی که پیرامون آخرین وضعیت طلا در بازار مطرح می کند شناخته شده است. او  در یکی از روز های تابستانی مهمان کافه خبر بود تا بر خلاف روال گذشته، به توضیح پیرامون نگاه منفی به طلا فروشان، طلا های قاچاق در بازار و موضوعاتی از این دست بپردازد.

download

او هنگامیکه در رابطه با نگاه منفی به طلا فروشان صحبت می کرد ناگهان یاد دورانی افتاد که برای ثبت نام فرزندان خود به مدرسه مراجعه می کرده و از گفتن شغل خود معذور بوده است. متن کامل این گفت و گو را در ادامه خواهید خواند:

بحث را از نگاهی آغاز کنیم که شاید سالیان قابل توجهی باشد نسبت به صنف طلا فروشان وجود دارد. بر اساس این نگاه ، گروهی اعتقاد دارند صنف طلا فروشان بسیار ثروتمند هستند و حق و حقوق اش را هم پرداخت نمی کند. اوج این نگاه را می توان در بحث مالیات بر ارزش افزوده مشاهده کرد که همین سال گذشته اتفاق افتاد و بعد از آن هم تبلیغات ضد طلا فروشان بسیار زیاد شد. این نگاه را چگونه تحلیل می کنید؟

البته این موضوع سابقه تاریخی دارد. سابقه تاریخی آن هم به اوایل انقلاب باز می گردد. نخستین روز های انقلاب با جنگ تحمیلی مواجه شد. تا آنجایی که به یاد دارم حدود سی شغل را اعلام کردند که باید جمع شود. این نگرش عده ای بود که پس از پیروزی انقلاب مطرح کردند که به نظر هم طبیعی می رسید. کسانی که دست اندرکار بودند نگرش خاصی داشتند. این نگرش منجر به این شد که سی شغل باید جمع شود و به نوعی اضافی، زینتی و تشریفاتی هستند. در راس این شغل ها طلا و جواهر بود. مساله طلا و جواهر در تاریخ و فرهنگ ما یک جایگاه خاصی دارد و آنان اعتقاد داشتند باید این شغل جمع شود. علاوه بر طلافروشی ها، گل فروشی ها بوتیک ها و چند شغل دیگر بود. حتی به یاد دارم در آن مقطع با توجه به سمت آن زمان، خیریه ای داشتیم که کار های پزشکی می کرد. به من هم یک آرم تعلق گرفته بود و من هم یک کادیلاک ایران داشتم. کادیلاک هم مونتاژ ایران بود. برای آرم طرح و ترافیک که تازه درست شده بود، به کادیلاک آرم تعلق نمی گرفت. هنگامیکه سوال کردیم: « چرا؟ » . گفتند: « تشریفاتی است . » حالا کادیلاک هم مال ایران بود و قیمت زیادی هم نداشت و آن زمان حدود 150 تا 160 هزار تومان به فروش می رسید. یک همچین نگرش هایی وجود داشت. همین مساله نگاه  به« طلا » وجود داشت، که با شروع جنگ یکی از مباحث اصلی اقتصادی کشور بحث سکه وطلا بود. در آن زمان وقتی جنگ شروع شد ملک و سرمایه گذاری کاهش پیدا کرد و کالا ها افزایش قیمت پیدا کرد. در راس تمام کالا ها « طلا » قرار داشت. « طلا » تیتر نخست خبر ها بود. حتی به جایی رسیده بود که با توجه به بودجه و هزینه ای که در جنگ داشت صرف می شد بسیاری پول هایشان را به طلا تبدیل کرده بودند که  یا قایم می کردند و یا آن را از کشور خارج کردند. « طلا » کالایی است از نظر حجم و فیزیک بسیار سریع می تواند به پول نقد تبدیل شود. این موضوع وجود داشت. از همان زمان این نگاه مطرح شد. بحث مالیات بر اینکه « طلا » یکدفعه چند برابر شده است مطرح شد.

موضع طلا فروشان آن زمان چه بود؟

طلا فروشان بحث می کردند که این سرمایه ما است. اگر هم افزایش قیمت پیدا کرده است به خواست طلا فروشان نبوده است. برای خرید جواهرات معاصر بحث بسیار داغی به وجود آمد که به میزان افزایش قیمت « طلا »، طلا فروشان باید مالیات بدهند.

در واقع به نوعی مالیات بر سرمایه بود؟

ما اینطور برداشت می کنیم.

این موضوع مرسوم نیست؟

مرسوم نیست. البته منتفی شد. فقط می خواستم اشاره کنم موضوعی که شما مطرح کردید ریشه در آن زمان و اوایل انقلاب دارد. یک مطلب دیگری که وجود دارد این است که شما اگر به یک دفتر تجاری مراجعه کنید و این دفتر تجاری به طور مثال فعالیت اش واردات پنجاه قلم کالا باشد، شما به جز چند میز و صندلی و یک منشی چیز دیگری نمی بینید. در حالیکه ممکن است میلیارد ها تومان این دفتر تجاری ثروت داشته باشد و مشخص هم نباشد. قاعدتا این ثروت از چشم و دیدن مصون است ولی شما در تمام دنیا مشاهده می کنید « طلا فروشان » تنها صنف و تجاری هستند که تمام سرمایه شان را در دید قرار داده اند. شما اگر مقداری پول داشته باشید در بانک می گذارید و آن را پنهان می کنید و ما به ازای آن یک کارت اعتباری می گیرید تا کسی از آن سر درنیارد. حتی آنقدر محافظت می کنید که رمز کارت اعتباری را به شکل یواشکی وارد می کنید. یعنی اینقدر دارایی تان را از چشم مردم پنهان می کنید. در حالیکه طلا فروشان اینطور نیستند و تمام ثروت و دارایی شان در دید است. برق خوبی هم دارد.

همین عامل سبب می شود مورد طمع واقع شوند؟

بله. بالاترین رقم آسیب از نظر مسایل صدمه و قتل را صنف طلا فروشان دارند. حتی ما در صنف مان افرادی داشتیم که در هنگام تردد به منزل و محل کار مورد دستبرد قرار گرفته اند. وقتی شغلی به این شکل در معرض دید است، تصمیم گیری ها و صحبت ها در رابطه با آن بیشتر است. در حال حاضر بچه های من بزرگ شدند ولی شاید باورتان نشود که در آن زمان که برای ثبت نام فرزندان ام به مدرسه مراجعه می کردم همیشه پنهان می کردم چه کاره هستم. چرا که تا می گفتم طلا فروش هستم گمان می بردند ما ثروتمند هستیم  و باید پول بیشتری پرداخت کنیم.

ثروتمند بودن بد است؟

بد نیست ولی این تصور خوب نیست. شاید قبول نکنید ولی بیش از 60 درصد افراد صنف طلا فروشان کاملا معمولی هستند. نایب رییس اتحادیه کشوری طلا و جواهر با موتور رفت و آمد می کند. به طور قسطی یک پژو خریده است. یعنی نایب رییس اتحادیه طلا و جواهر کشور همچین وضعیتی دارد اما تیترش می شود : « تولید کننده طلا » . فرض کنید این شخص می خواهد در یک تشکل اجتماعی حضور پیدا کند. حتما از او انتظار دارند. به طور مثال اگر بخواهند پول برای کار خیر جمع کنند این فرد باید مطابق بودجه اش پرداخت کند ولی انتظار قاعدتا بیشتر وجود دارد. خیلی از صنوف سرمایه دارند اما سرمایه شان رو نمی کنند.

شما از چه سالی در این صنف هستید؟

از  سال 1340.

محل کسب و کار خودتان در کجاست؟

نزدیک بازار.

اگر موافق باشید بحث را در سرفصل های دیگری ادامه دهیم. موضوعی که اخیرا مطرح شده است بحث سپرده گذاری طلا است. مردم به این سپرده گذاری های طلای بانک صادرات می توانند اعتماد کنند؟

قاعدتا باید به سیستم بانکی کشور اعتماد کرد. ظاهرا بانک صادرات با توجه به آن موضوع اعلام سیاست بانک مرکزی نسبت به سپرده های بانکی که کاهش نرخ سپرده ها را اعلام کرد، و پس از آن بسیاری  مردم سپرده های خودشان را از بانک ها خارج کردند اقدام به این کار کرده است. بانک ها پس از کاهش نرخ سود بانک ضرر کردند چرا که بسیاری از مردم سپرده های خودشان را خارج کردند و دلار و طلا خریداری کردند.

پس چرا این موضوع را تکذیب کردند؟

واقعیت است. در جلسه ای که با مسئولان بانک صادرات داشتم مواردی را مطرح کردند که اصلا باور کردنی نیست. من در یکی از صحبت های خودم هم اعلام کردم چرا که در کشور های دیگر هم این اتفاق می افتد. آن هم اینکه به خاطر مصون بودن از تورم در مورد سرمایه و پول بانک صادرات آمد یک ابتکاری به خرج دادو بر اساس آن مردمی که می خواهند طلا بخرند و پیش خودشان سپرده کنند بیایند ریال بدهند و معادل آن به روز قیمت طلا بخرند. یعنی به طور مثال یک میلیون پرداخت می کنند که این رقم 25 گرم طلا در بانک می شود. این شخصی که این سپرده را می گذارد همیشه 25 گرم طلا  از بانک طلبکار است. یعنی در هر زمان که مراجعه کند به بانک صادرات می گوید 25 گرم طلای من را پرداخت کن. در همان مقطع بانک صادرات می آید و می گوید 25 گرم طلای شما مطابق قیمت جهانی و قیمت ارز این مقدار می شود.

دیدگاه‌تان را بنویسید: